شعری از صائب تبریزی

حاشا که خلق، کار برای خدا کنند
تعظیم مصحف از پی مهر طلا کنند
این جامه حریر که مخصوص کعبه است
پوشند اگر به دیر به او اقتدا کنند
شکر به کام زاغ فشانند بی دریغ
در استخوان مضایقه ها با هما کنند
چون اژدها، کلید درِ گنج گوهرند
وز بهر نیم حبه، جدل با گدا کنند
گردند گرد دفتر اعمال خویشتن
هر طاعتی که نیست ریایی، قضا کنند
هرجا که بگذرد سخن از سوزن مسیح
خود را به زور جاذبه، آهن ربا کنند
مصحف به زیر پای گذراند از غرور
دستار عقل از سر جبریل واکنند
دنبال زردرویی حرص اوفتاده اند
چون برگ کاه، پیروی کهربا کنند
بر هر طرف که روی نهند این سیه دلان
در آبروی ریخته خود شنا کنند
شرم و حیا چو لازمه چشم روشن است
این کورباطنان ز چه شرم و حیا کنند
صائب بگیر گوشه عزلت که اهل دل
این درد را به گوشه نشینی دوا کنند

     ( صائب تبریزی )

/ 2 نظر / 30 بازدید