زدو دیده ...........

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشنایی

همه شب نهادهام سر، چو سگان، بر آستانت

که رقیب در نیاید به بهانهٔ گدایی

مژه‌ها و چشم یارم به نظر چنان نماید

که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است؟

به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی

سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟

که شنیده‌ام ز گلها همه بوی بی‌وفایی

به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟

که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

در دیر می‌زدم من، که یکی ز در در آمد

که : درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی        

                                             

                                                        ( فخر الدین عراقی )

 
/ 14 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو

ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا گر بدان شادی که دور از تو بمیرم مرحبا دل ز غم رنجور و تو فارغ ازو وز حال ما بازپرس آخر که: چون شد حال آن بیمار ما

خلوت دل

سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟ که شنیده‌ام ز گلها همه بوی بی‌وفایی یکی از زیباترین اشعار ممنون از حسن انتخابتون

محمد حامد

بغض بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست اگر بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه...!!

ارشین

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ باورم ناید که عاقل گشته ام گوئیا او مرده در من کاینچنین خسته و خاموش و باطل گشته ام

رهرو

سلام پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود: «طوُبی لِمَن اَدرَکَ قائِمَ اَهلِ بَیتی وَ هُوَ مُقتَدٍ بِه قَبلَ قِیامِه یأتَمُّ بِهِ؛ خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک کند، در حالی که پیش از قیامش، به او اقتدا كرده و از او پیروی نماید‏». (بحارالانوار، ج52، ص129) التماس دعای فرج

alireza

گاهی “دوست داشتن” پنهان بماند قشنگ تر است ! ......... گهگاهی وقت کردی یادی ازمون کنی خوشحال میشیم...[گل]

راکو

دوست عزیز جالب و خواندنی بود ممنون

راکو

دوست عزیز جالب و خواندنی بود ممنون